الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
89
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
اين نسبت بسيار ناروا است . 2 . چرا منبع مطالعهء خود را كتاب « بيان السعاده » قرار داده آن را از قديمىترين تفسيرهاى شيعه به شمار آورده و تاريخ آن را سال 311 ه . ق ذكر كرده ؛ يعنى ده قرن به عقب برده ؟ شايد رقم هزار در نسخهء او خوانا نبوده و به رقم واقعى دست نيافته است ! از سوى ديگر اسم مؤلف آن را نيز تحريف كرده به جاى « ابن حيدر بيدختى » « ابن حجر بجختى » ثبت كرده كه چنين نامى در هيچ كتاب رجال يا تاريخ يافت نمىشود . آيا همهء اينها از روى اشتباه و غفلت سر زده ، يا اينكه خود را به نادانى زده تا حقيقت را بر خوانندگان [ كتابش ] مشتبه سازد . اگر به كتب تراجم مراجعه مىكرد يا نسخههاى ديگر آن كتاب را مىديد ، واقعيّت را بر خلاف بافتههاى خويش مىيافت و برايش روشن مىشد كه آن كتاب از نگاشتههاى قرن چهاردهم هجرى است نه قرن چهارم ، اما آنگاه ديگر نمىتوانست مقصود درونى و نامقدس خود را اثبات كند . 3 . آيا شخصيّتى همچون او نبايد بداند كه دانشمندان شيعه با همهء اختلافنظرى كه دارند ، همگى نظريات صوفيانه را - كه از يونان قديم گرفته شده - ترك گفته توجّهى بدان نمىكنند . پس چگونه به خود اجازه داده يك كتاب صوفيّه را منبع تحقيق و بررسى عقايد و آراى شيعه قرار دهد ، با اينكه شيعه ، از صوفيان و عقايدشان بيزارند ؟ ! 4 . چگونه متوجه نشده كه تفسير منسوب به « على بن ابراهيم قمى » نوشته خود او نيست ، بلكه توسط يكى از شاگردانش گردآورى شده كه شخصيّتش تاكنون ناشناخته مانده است . از اين گذشته مطالب آن ، آميختهاى است از تفسير منسوب به قمى و از تفسيرهاى ديگر از جمله تفسير « ابو الجارود » كه امام صادق عليه السّلام او را لعن و نفرين كرده است .